منهاج سراج
294
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و بعد از مدتى ملك مصر در گذشت ، از مصر ملك افضل را استدعا كردند او به طرف مصر رفت و از آنجا لشكر بشام آورد ، و ملك العزيز شام را بعم خود ملك العادل رها كرده بود ، ايشان را با هم مصاف شد ، ملك الافضل منهزم گشت ، و عاقبت با ملك العادل اتفاق ملاقات نيفتاد ، سميساط [ ( 1 ) ] بملك الافضل داد ، و مدتى آنجا بود و در گذشت . رحمة اللّه عليه . السابع ملك العزيز ملك عزيز را عثمان نام بود . چون سلطان صلاح الدين را تخت شام و ممالك مصر و ديار بكر و فلسطين و سكندريه ضبط شد ، تخت مصر به پسر مهتر خود داد كه او را ملك العزيز لقب بود . ملك العزيز آن ممالك در ضبط آورد و او مرد كافى بود ، و در محافظت آن ديار آثار بسيار نمود ، چون سلطان صلاح الدين درگذشت ، ملك عزيز از مصر لشكر بدمشق آورد ، و عم او ملك العادل به دو پيوست ، و دياربكر و دمشق از دست برادر خود ملك الافضل مستخلص گردانيد ، و شام و دمشق و جمله ديار بعم خود ملك العادل تسليم كرد و بجانب مصر بازگشت ، بعد از مدتى نزديك قضاء اجل در رسيد ، و از اسپ خطا كرد ، و در افتاد و گردن او بشكست و برحمت حق پيوست رحمة اللّه عليه . بعد ازو ملك الافضل به مصر آمد ، و ملك مصر ضبط كرد . الثامن الملك العادل چون ابو بكر ايوب بن شادى بملك شام بنشست ، و اطراف ممالك را ضبط كرد ، و از قياصرهء فرهنگ دخترى در حرم او آمد ، آن را در حبالهء خود آورد ، و از آن دختر او را فرزندان آمدند ، و اين ملك عادل بس عاقل و كافى كيش ، و داهى و كاردان بود ، سالهاء بسيار ملك راند ، بطريق عقل و فطنت اطراف را در ضبط خود نگاه داشت ، و خصمان او همه در مقام خود آرميده بودند ، و او را اندك خصومتى نيفتاد ، و او را فرزندان بسيار نام دارد در رسيدند ، چون : ملك الكامل المعظم [ ( 2 ) ] عيسى ، و ملك الاشرف [ ( 3 ) ] و ملك الفائز [ ( 4 ) ] ، و ملك الغازى ، و ملك الاوحد [ ( 5 ) ] ، و ملك الممدود
--> [ ( 1 ) ] اصل و پ : سماط ، ولى طورى كه در حواشى گذشته گذشت مانند متن صحيح است . [ ( 2 ) ] پ : ملك الكامل و ملك المعظم [ ( 3 ) ] پ : الاشراف [ ( 4 ) ] پ : الفائض [ ( 5 ) ] پ : الوحد .